محمد تقي جعفري
90
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
اينان براى آنكه حد اقل يك بار مطلب صحيحى در عمرشان بگويند ، بايد بجاى كلمهء پيروزى ، اين كلمات را به كار برند : غارت ، كشتن ، تارومار كردن ، گرياندن ، نابود ساختن ، بنا بر اين ، ما بايد پيروزى را بدين ترتيب توصيف نمائيم ، هر انسانى كه بتواند معرفت و كردار خود را در مجراى واقعيتهائى كه حق ناميده ميشوند ، بجريان بيندازد ، اين شخص در زندگانى پيروز است ، چه يك لحظه و چه همهء عمر ، خواه نمايندهء اين جريان يك نمود ناچيزى از فكر و عمل بوده باشد و خواه نمودى به عظمت جهان هستى . با نظر به مجموع ملاحظات فوق به اين نتيجه مىرسيم كه حق همواره در ما فوق پيروزى و شكست ، ثابت است و قدرت يك واقعيت اساسى در جهان هستى است كه اگر در اختيار حمايتكنندگان حق قرار بگيرد و آنان پيروز شوند در حقيقت انسانهائى پيروز شده و حق را در جهان عينى مجسم و به نمايش در آوردهاند كه ممكن است اين تجسم و نمايش روزى ديگر رو بزوال برود و اگر قدرت در اختيار باطلگرايان قرار بگيرد ، در جهان عينى آنانرا به پيروزى برساند و مدتى مردم را بفريبد و گمراه كند و زير فشار قرار بدهد و سپس در مجراى دگرگونىها و فرياد حقطلبان از بين برود و در همهء حالات ، حق از دسترس قدرت و باطل بالاتر است . بعضى از متفكران اين سؤال را مطرح ميكنند : آيا حمايتكنندگان از تنازع در بقاء از عقل و خرد سالم برخوردارند بايد ديد منظور از حمايتكنندگان از تنازع در بقاء چه كسانى هستند اگر منظور كسانى هستند كه فقط جريان تأسفانگيز تاريخ بشرى را بازگو ميكنند كه اغلب دستخوش اسلحهء بران زورگويان قدرتمند گشته است ، البته اينان حكايت از جريان سرگذشت دردناك بشرى مىنمايند ، بدون اين كه توجهى به اين حقيقت داشته باشند كه در گذرگاه اين سرگذشت خونبار چه عظمتهائى